دکتر حسین خدمت
جستجوی ساده محتوایی
تاریخ جاری
98/04/30 يكشنبه 17:54
کنترل فونت
Text + Text -

بنر ستون سمت راست
یک خاطره
آمار بازدید
98/04/30
بازدید: ١۶۴
IP: ١٠٢

98/04/29
بازدید: ٢٣٩
IP: ١۵٣

98/04/28
بازدید: ٣٣۶
IP: ١۴۶

98/04/27
بازدید: ١٨۶
IP: ١٣۵

98/04/26
بازدید: ٢٣٠
IP: ١۵٩

98/04/25
بازدید: ٢٩٣
IP: ١۵۵

98/04/24
بازدید: ٢٩٩
IP: ١۵١


افراد آنلاین: ١
IP: 54.161.118.57
از: ...
مطلب ها
پرینت
#٢١
بازدید: ٣٧۴٩
91/06/29 چهارشنبه 10:19

استرس و عوامل روانی

استرس و عوامل روانی

علیرغم مطالعات گسترده در طول چند دهه گذشته نقش استرس و عوامل روحی در ایجاد زخم پپتیک هنوز مورد اختلاف نظر است. "آلکساندر"تئوری معروف روان تنی را ارائه کرد که بر اساس آن یک شخصیت خاص "زخم" وجود دارد. از مشخصات اصلی این شخصیت تنازع بین وابستگی و استقلال است. این تنازع به صورت ناخودآگاه است بدین ترتیب که تمایلات عمیق وابستگی مانند نیاز به مورد علاقه بودن و نیاز به مراقبت دیگران در فرد بالغ موجب احساس شرمساری و خود کم بینی و کاهش اعتماد به نفس می شود. بیماران دارای این شخصیت، به عنوان یک مکانیسم دفاعی، سعی می کنند با خشونت و گرفتن یک حالت نمایشی، اعتماد به نفس بیش از حد این کمبود را جبران کنند.

                                                                                                                                                              

بیشتر محققان، در حال حاضر این تئوری را قبول ندارند و بیشتر این احتمال را مطرح می کنند که تنازعات و صفات شخصیتی متعددی از جمله هیپوکوندریازیس (احساس غیر واقعی درد به خصوص در ناحیه بالا و راست شکم) ، اضطراب، تحریک پذیری عصبی در کنار وابستگی و خود کم بینی در بیماری زخم نقش دارند.

 

مورد توافق ترین نظریه در خصوص نقش عوامل روانی در پیدایش زخم از این قرار است : پیدایش زخم معلول عوامل متعدد و رابطه بین آنها بسیار پیچیده است و بیماران مبتلا به زخم از نظر روانشناختی سه دسته اند :

 

1-افراد متعادل از نظر روانی که با بیماری مزمن زخم کنار آمده اند و عوامل روانی در سیر بیماریشان هیچ تاثیری نمی گذارد.

 

2-افراد تحریک پذیر، وابسته یا مبتلایان به سایر اختلالات شخصیتی که – صرفنظر از مبتلا شدن یا نشدن به "محرکهای روانی مزمن"-تحت فشار عاطفی هستند.

 

3-افرادی که در برخورد با محرکهای روانی مزمن ناتوان هستند و واکنش منفی نشان می دهند.

 

تنها در گروه دوم و سوم فشار عاطفی به وجود می آید که ممکن است منجر به رفتارهای خطرساز مانند سیگار کشیدن یا مصرف قرصهای مسکن شود یا بیماریزایی هلیکوباکترپیلوری را افزایش دهد.

 

بسته به وضعیتهای مختلف شخصی افراد، مجموعه این عوامل ممکن است ترشح اسید معده را تغییر دهد یا مکانیسم های دفاعی مخاط معده و اثنی عشر را مختل کند و بدین ترتیب فرد را مستعد ایجاد زخم یا تداوم آن کند. به عنوان مثال می توان این گونه فرض کرد که فقط گروه کوچکی از افراد در واکنش به استرس روانی مزمن، بیش از حد اسید ترشح می کنند و بدین ترتیب مستعد بیماری زخم می شوند. همچنین، استرس ممکن است واکنش التهابی یا مقاومت در برابر میکروب هلیکوباکترپیلوری را تغییر دهد و از این طریق در پیدایش زخم اثر گذارد.

 

به طور خلاصه می توان چنین نتیجه گیری کرد که اهمیت عوامل روانی در ایجاد زخم هنوز هم مورد اختلاف نظر است. بر خلاف عقاید قبلی، مبتلایان به زخم "شخصیت خاص زخم" ندارند. استرسها و محرکهای روانی و اضطراب مزمن از عواملی است که ممکن است در تشدید فعالیت زخم موثر باشد.


SecImgSes